ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
سرآغاز 10
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى )
در ويرايش متن بيش از هر چيز كوشش شده است كه از راه نقطهگذارى ( Punktierung ) ، نقطه ، ويرگول ، دو نقطه ، جزم ، خط فاصله ، جملههاى اصلى ، فرعى ، شرطى ، گفتآوردها ، از هم بازشناخته شوند . و از اينراه خواندن متن براى خواننده آسانتر شود . به همين منظور است آراستن فهرستهاى دهگانه : 1 ) نام كسان ، 2 ) نام تيرهها ، 3 ) نامهاى جغرافيايى ، 4 ) نام كتابها ، 5 ) ديگر نامها ، 6 ) بيتهاى فارسى ، 7 ) فهرست سورهها ، 8 ) قافيههاى عربى ، 9 ) واژگان ، 10 ) يادداشتهاى پايانين نكات دستورى است كه به نظر ويراستاران رسيده - نيز كوششى در راه دريافتن آسانتر متن . دربارهى رسم خط و درستنويسى همواره كوشش شده است رسم خط كهن ، و آن گونه كه در دستنويسها بود ، نگاهداشته شود . واژههايى چون كرشاسپ ، اسپ ، كه در فارسى به چندگونه آمده ، گونهى كهنهتر آن برگزيده شد . " به " به معنى حرف اضافه همه جا از واژهى بعدى جدا نوشته شده است . استاد من دكتر ذبيح اللّه صفا - " كه روانش خوش باد " - در پاسخ من در اينباره چنين نوشته بودند : . . . موضوع حفظ يا و ها كردن رسم الخط قديم بيشتر بسليقهى دست اندركاران مربوطست . بنده معمولا آنك را آنك و چشمها را چشمها و . . . چاپ ميكردم . امّا حالا ديگر عنان اختيار از كف همهى ما بيرون رفته است ، و بنده بسليقهى معاصرين ( البته معاصرين باسواد ) تن در داده ام ، زيرا مىبينم كه مردم به من تلفن مىكنند كه خلد ( - خلد ) چه معنى دارد و آيوق ( - عيّوق ) چهجور چيزى است ، و ديگر چيزها . . . حالا كه دوستان باء اضافه را " به " مىنويسند ( به او / به كتاب / به خانه ) ديگرچه دعوايى بر سرچشمهها و آنكه و كه داريم ؟ . . . دربارهى كرشاسف و كرشاسب . . . بنده هميشه آنطور چاپ مىكنم كه اصل و ريشهى كلمه حكم مىكند ، مثل همين كرشاسپ ، كه ريشه آن Kres spa است . و اگر ناسخان اين پهلوان بيچاره را ، كه گرفتار بوشاسپ شده ، گرشاسب كردهاند تقصير او و بنده نيست . و من باسم او بازمىگردم . و اگر حوصله داشتم توضيحى همراه انتخابم مىكنم ( ولى كجاست حوصله ! ) ، و همين كار را با اسپ ، اپرويژ ، پاپك مىكنم ، زيرا در اينجا